تهران

وقتی ون‌های زرد، مغز متفکر پیدا کردند: روایتی از همکاری آرمان با «شهرزادِ» تهران

تهران همیشه شهر عجایب و تضادهاست؛ جایی که گاهی مترو آن‌قدر شلوغ است که جای سوزن انداختن نیست و گاهی خیابان‌ها آن‌قدر قفل می‌شوند که پای پیاده زودتر به مقصد می‌رسی. در این میان، همیشه یک «حلقه گمشده» در حمل‌ونقل عمومی پایتخت وجود داشت: ون‌های زرد.

همه‌ی ما آن‌ها را دیده‌ایم؛ ون‌هایی که نه اتوبوس بودند که در ایستگاه مشخص بایستند و نه تاکسی دربستی که شما را تا دم در خانه ببرند. آن‌ها پتانسیل عظیمی بودند که اغلب در میدان‌ها خاک می‌خوردند یا بی‌هدف می‌چرخیدند.

داستان همکاری ما با شهرداری تهران، داستانِ دمیدن روحِ تکنولوژی به کالبد این آهن‌های زرد رنگ بود.

ورود تازه نفس‌ها و چالش صندلی‌های خالی

شهرداری تهران تصمیم بزرگی گرفته بود. آن‌ها ناوگان جدید و مدرنی از ون‌های زرد رنگ (تاکسی‌های اشتراکی) را وارد خیابان‌ها کردند تا خلأهای حمل‌ونقل عمومی را در نقاط کور شهر پر کنند. سخت‌افزار (ماشین‌ها) آماده بود، اما نرم‌افزار (مغز متفکر) کجا بود؟

چالش اصلی اینجا بود: چطور این ون‌ها را مدیریت کنیم که مثل مدل‌های سنتی، منتظر پر شدن صندلی نمانند و در عین حال مسافر سرگردان نشود؟ چطور فرهنگ «سفر اشتراکی» (Shared Ride) را در دل اپلیکیشن جامع شهروندی تهران جا بیندازیم؟

اینجا بود که تجربه تیم «آرمان» و پلتفرم «به‌همراه» به کار آمد.

پیوند قلب «به‌همراه» با کالبد «شهرزاد»

ما در پروژه «به‌همراه» سال‌ها روی الگوریتم‌های مسیریابی، مانیتورینگ و سفرهای اشتراکی کار کرده بودیم. وقتی پروژه اپلیکیشن شهرزاد (سوپر اپلیکیشن خدمات شهروندی تهران) مطرح شد، ما چرخ را از اول اختراع نکردیم؛ بلکه موتور قدرتمندِ سفرهای اشتراکیِ «به‌همراه» را در دلِ اپلیکیشن شهرزاد قرار دادیم.

نتیجه چه شد؟

شهروندی که اپلیکیشن شهرزاد را باز می‌کرد، می‌توانست صندلی خود را در یکی از این ون‌های مدرن رزرو کند. دیگر نیازی به صف ایستادن‌های طولانی یا چانه زدن نبود. سیستم ما به صورت هوشمند، تقاضاها را خوشه‌بندی می‌کرد و ون‌ها را به مسیرهایی می‌فرستاد که واقعاً به آن‌ها نیاز بود. ما «خلاء حمل‌ونقل عمومی» را با «داده‌های واقعی» پر کردیم.

آزمون بزرگ: مأموریت اربعین 

اما اوج هنرنمایی این سیستم، فقط در خیابان‌های تهران نبود. آزمون سخت‌تر در راه بود: اربعین حسینی.

شهرداری تهران تصمیم گرفت از همین ناوگان برای تسهیل سفر زائران از تهران به پایانه‌های مرزی استفاده کند. این دیگر یک سفر درون‌شهری کوتاه نبود؛ یک عملیات لجستیکی سنگین بود.

تیم فنی ما باید سیستمی را طراحی می‌کرد که هزاران نفر بتوانند بلیط رزرو کنند، ون‌ها در ساعت دقیق حرکت کنند و در شلوغیِ مرزها گم نشوند. ما ماژول‌های «هم‌پیمایی» و فروش بلیط را به‌سرعت برای شرایط اربعین بهینه‌سازی کردیم. اپلیکیشن شهرزاد به پل ارتباطی میان زائران و ناوگان شهرداری تبدیل شد.

پایان بازِ یک مسیر طولانی

پروژه همکاری با شهرداری تهران در قالب اپلیکیشن شهرزاد، به ما در تیم آرمان ثابت کرد که تکنولوژی فقط کدنویسی نیست؛ تکنولوژی یعنی حل مشکل مردم در کف خیابان.

ما نشان دادیم که می‌توانیم سرویس‌های پیچیده‌ی «به‌همراه» (مثل مسیریابی هوشمند و اشتراک سفر) را در مقیاس میلیونیِ پایتخت و حتی در بحران‌های ترافیکی مثل اربعین، با موفقیت اجرا کنیم. ون‌های زرد تهران، حالا دیگر فقط یک وسیله نقلیه نیستند؛ آن‌ها بخشی از یک شبکه هوشمندند که می‌دانند کی، کجا و برای چه کسی حرکت کنند.

و این، جادویِ ترکیب داده و حرکت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *