وقتی «بههمراه» نوجوان بود: روایتی از یک همکاری پرچالش با تپسی
هر استارتاپ یا پروژه بزرگی، یک نقطه عطف دارد؛ لحظهای که از دوران کودکی خارج میشود و ناگهان باید مثل بزرگترها رفتار کند. برای ما در تیم «بههمراه»، آن لحظه، روزی بود که پای قرارداد با «تپسی» نشستیم.
آن روزها «بههمراه» تازه سری توی سرها درآورده بود، پشت لبش سبز شده بود و در اکوسیستم حملونقل برای خودش اسم و رسمی داشت. تپسی غولِ تاکسیهای اینترنتی و دربستی بود و ما متخصصِ سرویسهای اشتراکی. پیشنهاد روی میز جذاب بود: «بههمراه» سرویسهای اشتراکی خودش را در دل اپلیکیشن تپسی ارائه دهد. با خودمان گفتیم: «ما که ماشالله به سازمانها و شهرداریها سرویس میدهیم، چرا به تپسی ندهیم؟»
اما شیطان در جزئیات بود!
وقتی قرارداد را باز کردیم، یک بند کوچک اما ترسناک آنجا چشمک میزد. شرط همکاری این بود: «زمان پاسخدهی API شما باید زیر یکصدم ثانیه باشد، وگرنه جریمه خواهید شد.»
یکصدم ثانیه! میدانید یعنی چه؟ سرویس ما یک سرویس ساده نبود. برای هر درخواست باید کلی فرآیند پیچیده طی میشد: ۱. موقعیت جغرافیایی کاربر بررسی شود. ۲. بهترین ایستگاهها پیدا شوند. ۳. مسیرها تحلیل شوند. ۴. صندلیهای خالی چک شوند. ۵. قیمتگذاری انجام شود.
همه اینها باید در زمانی کمتر از پلک زدن انجام میشد. ما نشستیم و چند “تستِ جوندار” و سنگین روی سیستم فعلی گرفتیم. نتیجه ناامیدکننده بود. یک حساب سرانگشتی کردیم و دیدیم با این وضعیت، نه تنها از همکاری با تپسی سودی نمیبریم، بلکه باید آخر ماه یک چیزی هم دستی بدهیم و جریمه پرداخت کنیم!
محدودیت باعث رشد میشود
اینجا بود که تصمیم گرفتیم پوستاندازی کنیم. تیم فنی دور هم جمع شد و عملیات نجات شروع شد. ما کل ساختار دیتابیس، کوئریها و معماری کدها را به چالش کشیدیم و شروع کردیم به زیر و رو کردن همهچیز. شببیداریها و بازنویسیها شروع شد.
هدف فقط یک چیز بود: سرعتِ نور.
و بالاخره شد! آن لحظهای که در تست فشار (Stress Test)، مانیتورها نشان دادند که زمان پاسخدهی به طور متوسط به زیر یکصدم ثانیه رسیده است، حسی وصفناشدنی داشت. انگار «بههمراه» یکشبه بزرگ شده بود.
ما یاد گرفتیم که گاهی سختترین بندهای قرارداد، بهترین معلمهای ما هستند. ممنون تپسی که باعث رشد ما شدی.
